Sunday, September 28, 2003






شعر


دلم مي خواست شعر ، آيينه انديشه ام باشد
و چون آيينه بودن ، آب بودن پيشه ام باشد

دلم مي خواست شعر اين خون درد آلود احساسم
هميشه سبز ، جاري در رگ انديشه ام باشد

دلم مي خواست موجي از صداقت مي رسيد اينجا
مرا مي برد تا جايي كه دريا ، ريشه ام باشد

دلم مي خواست مثل پنجره باشم نه چون ديوار
كه يك رنگين كمان از آشنايي شيشه ام باشد

گمان هرگز نمي بردم كه شعر اين يار ديرينم
مرا اينگونه در خود خرد سازد ، تيشه ام باشد

No comments: