Thursday, April 17, 2003

نامه هايي از وان گوگ(2)

...هنگاميكه بوم سفيد نقاشي مانند ابلهان متصل چشمك مي زند و شخص را ناراحت مي كند ، بايد روي آن رنگ ريخت ، حال به هر صورت كه باشد!
وقتي بوم سفيد به زبان آيد و بگويد:« تو نمي تواني نقاشي كني » نمي داني چقدر شخص را آزار مي دهد و فلج مي كند.بوم سفيد قيافه احمقانه اي دارد ، و بعضي از نقاشان را به اندازه اي هيپنوتيزم مي كند كه آنان را نيز با خود به وادي حماقت ميكشاند.
بسياري از نقاشان از بوم سفيد مي ترسند ، ولي بوم سفيد خود از نقاش واقعي و پر شوري كه بي پروا در برابر هيپنوتيزم « تو نمي تواني كاري بسازي » شكست نمي خورد واهمه دارد.زندگي نيز با سكوت و نوميدي بي نهايت خود مانند بوم سفيد نقاشي است اما زندگي هر چند ساكت و خاموش باشد و هر اندازه خود را بي جان نشان دهد ، توانايي ندارد انسان با ايمان و پر شور و فهميده را به حماقت وا دارد.

No comments: